بهاربهار، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

دختر بهاری

بدون عنوان

1392/4/29 12:46
189 بازدید
اشتراک گذاری

بامن حرف نزنسلام عشق من ... سلام ناردونه من سلام شیطون بلا... بهار جونم انقد این روزا خواستنی شدی که کلمه ها قاصرن که وصف ذوق و شوقمونو از وجود تو توی زندگیمون بدن.. وای مامانی داریم هروز از رقصیدنای خیلی خوشگلت فیلم و عکس میگیریم و میبینم و انقد میخندیم که حد و اندازه نداره اخه شما هرجا که میریم مجلسو با رقصیدناتو و دست زدنای شیرینت گرم میکنی و همه رو میخندونی.ماشاالله هزار ماشالله انقد که شما باهوشی هرکس به ما میرسه میگه بهار خیلی بیشتر از سنش میدونه و من تو دلم مثه همیشه هزاربار خداروشکر میکنم که شما سالمی و انقد سرحال و باهوش

دیروز یعنی جمعه 28/4/92 منو شما و بابا مجید رفتیم یه جایی واسه اولین بار... اگه گفتی ؟ اره مامانی رفتیم آرایشگاه مردونه تا موهای گل دخترمونو کوتاه کنیم، شما خیلی دختر خوبی بودی و آقای آرایشگرو اذیت نکردی هرچند یه کوچولو ترسیدی اولش اما خیلی خانم بودی  و اینطور شد که خیلی خوشگل تر شدی وقتی موهات کوتاه شد

البته مامانی اینم بگم که خیلی این روزا شیطونی میکنی....  خیلی زیاد.... بعضی وقتا واقعا دیگه منو بابا مجید و مامان جون و باباجون خسته میشیم از دنبال شما دویدن که ای داد بیداد الان بهار کجاست و داره چیکار میکنه چونکه تا چشم ازت برمیداریم غیب میشی و یه جا خودتو مشغول میکنی و البته خیلی وقتاشم خرابکاری جیگر مامان  

هروز کلمات تازه ای به دامنه لغاتت اضافه میشه که قند تو دل ما آب میشه از خوشحالی....   - حدیث(حدیثه اینو خیلی باحال میگی) علی اصغر که بهش میگی عیی - به به- اب اب ابه ( آب میگیو چندتا پشت سر هم میگی و وقتی کسی آب میخوره میدوی طرفش و انقد میگی اب اب ابه که بیچاره طرف اب میپره گلوش که فقط نخوره و به شما بده)  فعلا اینا جدیداشه که توی این دو سه روز میگی خیلیای دیگم خیلی وقته میگی مثه مامان بابا دادا(دایی)  جوجو و ...

اما انقد میدونی که واقعا بعضی وقتا شاید کسی باور نکنه نمیتونم مثه یه نینی باهات صحبت کنمو رفتار کنم انگاری که آدم بزرگ رو جلوی چشمم میبینم که حواسش به همه چی هست. دوروز دیگه 14 ماهگیتو تموم میکنی و وارد 15 ماهگی میشی مامانی

الهی قربونت برم زندگی من.فعلا

 

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر بهاری می باشد